پرش به محتوای اصلی

حسابداری و مالی

بهای تمام‌شده‌ی هر مهمان: عددی که بیشتر تالارها نمی‌دانند

تیم محتوای اسمارت‌هال · ۳ دقیقه مطالعه

خلاصه‌ی این مقاله

  • چهار دسته هزینه باید شمرده شود: مستقیم متغیر، مستقیم نیمه‌متغیر، غیرمستقیم عملیاتی، و سهم هزینه‌های ثابت.
  • هزینه‌های ثابت را بر تعداد مراسم واقعی سال گذشته سرشکن کنید، نه بر ظرفیت اسمی سالن.
  • رایج‌ترین هزینه‌های از قلم افتاده: پرت مواد اولیه، مهمان اضافه‌ی بدون قرارداد، و شکست ظروف.
  • بدون اتصال انبار به حسابداری، بهای تمام‌شده تخمین باقی می‌ماند.
  • کف قیمت باید از این عدد دربیاید، نه از قیمت رقبا — تالاری که کف قیمتش را نداند در مذاکره بازنده است.

از یک مدیر تالار بپرسید قیمت هر نفر چند است، فوری جواب می‌دهد. بپرسید هزینه‌ی هر نفر چند است، معمولاً مکث می‌کند. فاصله‌ی این دو جواب، همان جایی است که سود یا از دست می‌رود یا ساخته می‌شود.

چرا «قیمت منهای مواد اولیه» جواب نیست

رایج‌ترین روش تخمینی این است: قیمت هر نفر منهای هزینه‌ی مواد غذایی. مشکلش این است که فقط یکی از چند دسته هزینه را می‌بیند و بقیه را — که در تالار کم نیستند — نادیده می‌گیرد. نتیجه، عددی است که همیشه خوش‌بینانه‌تر از واقعیت است.

چهار دسته‌ای که باید شمرده شوند

دستهمثالچطور به هر مهمان تخصیص می‌یابد
مستقیم متغیرمواد غذایی، ظروف یک‌بار مصرف، دستمالمصرف واقعی همان مراسم تقسیم بر تعداد مهمان
مستقیم نیمه‌متغیرپرسنل سرویس شب مراسم، اضافه‌کاری آشپزخانههزینه‌ی همان شب تقسیم بر تعداد مهمان
غیرمستقیم عملیاتیانرژی، شست‌وشو، استهلاک ظروف و ملزوماتسرشکن ماهانه بر تعداد کل مهمان همان ماه
ثابتاجاره یا استهلاک ساختمان، حقوق ثابت، بیمهسرشکن بر ظرفیت واقعی سالانه، نه بر ظرفیت اسمی
ساختار محاسبه. ارقامش برای هر مجموعه متفاوت است و باید از داده‌ی خودتان دربیاید.

ردیف آخر، همان جایی است که بیشتر محاسبه‌ها اشتباه می‌شود. اگر هزینه‌های ثابت را بر ظرفیت اسمی سالن سرشکن کنید — یعنی فرض کنید هر شب پر است — عددی به دست می‌آید که هیچ ربطی به واقعیت ندارد. مبنا باید تعداد مراسم واقعی سال گذشته باشد.

هزینه‌هایی که معمولاً از قلم می‌افتند

  • پرت مواد اولیه — چون معمولاً اندازه‌گیری نمی‌شود، فرض می‌شود صفر است
  • مهمان‌های اضافه‌ی بدون قرارداد که همان شب پذیرایی می‌شوند
  • شکست و کسری ظروف، که به‌جای هزینه‌ی عملیاتی به «خرید» می‌رود
  • زمان مدیریت: ساعت‌هایی که مدیر صرف پیگیری و هماهنگی هر مراسم می‌کند
  • هزینه‌ی فرصت تاریخ‌هایی که پیش‌رزرو ماندند و آزاد نشدند

مورد اول از همه گران‌تر و از همه نامرئی‌تر است. روش عملی اندازه‌گیری‌اش را در کنترل پرت مواد اولیه در تالار نوشته‌ایم. مورد آخر هم مستقیماً به مدیریت پیش‌رزرو برمی‌گردد.

داده از کجا می‌آید

این محاسبه بدون دو ورودی ممکن نیست: مصرف واقعی هر مراسم، که از انبارداری متصل به منو می‌آید، و هزینه‌های ثبت‌شده‌ی همان دوره، که از حسابداری می‌آید. اگر این دو به هم وصل نباشند، بهای تمام‌شده تخمین باقی می‌ماند.

هزینه‌ی پرسنل شب مراسم هم ورودی سوم است و از حضور و غیاب می‌آید — در تالار بیشتر نیروی سرویس پروژه‌ای است و هزینه‌اش شب‌به‌شب فرق می‌کند.

با این عدد چه کار کنیم

  1. کف قیمت را مشخص کنید: زیر چه عددی قرارداد بستن یعنی ضرر، حتی اگر سالن خالی بماند.
  2. سقف تخفیف را از روی همان تعیین کنید، نه از روی حس بازار.
  3. منوها را با هم مقایسه کنید — معمولاً یکی دو منو حاشیه‌ی سود به‌مراتب بهتری دارند.
  4. شب‌های کم‌تقاضا را جدا قیمت‌گذاری کنید؛ هزینه‌ی ثابتشان همان است ولی رقابت فرق دارد.
تالاری که کف قیمتش را نداند، در مذاکره همیشه بازنده است — چون طرف مقابل عددی در ذهن دارد و او ندارد.

انتظار واقع‌بینانه

این عدد هیچ‌وقت دقیق نمی‌شود و لازم هم نیست بشود. هدف، رسیدن به رقمی است که بدانید حدوداً کجاست و متوجه شوید کِی غیرعادی می‌شود. سه ماه داده‌ی واقعی، از یک محاسبه‌ی کامل روی کاغذ ارزشمندتر است. بقیه‌ی حوزه‌ها را در شش حوزه‌ی مدیریت تالار مرور کرده‌ایم.

پرسش‌های پرتکرار

بهای تمام‌شده‌ی هر مهمان در تالار چطور محاسبه می‌شود؟

چهار دسته هزینه جمع می‌شود: مستقیم متغیر (مواد غذایی و ملزومات)، مستقیم نیمه‌متغیر (پرسنل شب مراسم)، غیرمستقیم عملیاتی (انرژی و شست‌وشو و استهلاک)، و سهم هزینه‌های ثابت. حاصل بر تعداد مهمان همان مراسم تقسیم می‌شود.

هزینه‌های ثابت را بر چه چیزی سرشکن کنیم؟

بر تعداد مراسم واقعی سال گذشته، نه بر ظرفیت اسمی سالن. سرشکن کردن بر ظرفیت اسمی فرض می‌کند هر شب پر است و عددی می‌دهد که با واقعیت نمی‌خواند — ماه‌های خلوت هزینه‌ی ثابت دارند ولی درآمد ندارند.

کدام هزینه‌ها معمولاً در محاسبه از قلم می‌افتند؟

پرت مواد اولیه، مهمان‌های اضافه‌ی بدون قرارداد، شکست و کسری ظروف، زمان مدیریتی صرف‌شده برای هر مراسم، و هزینه‌ی فرصت تاریخ‌هایی که پیش‌رزرو مانده‌اند و آزاد نشده‌اند.

کف قیمت تالار را چطور تعیین کنیم؟

از روی بهای تمام‌شده‌ی هر مهمان، نه از روی قیمت رقبا. کف قیمت یعنی عددی که زیر آن، بستن قرارداد حتی با سالن خالی هم به ضرر است. سقف تخفیف هم باید از همین عدد بیرون بیاید.

پذیرش مرداد ۱۴۰۵ باز است

درخواستتان را ثبت کنید؛ کارشناس استقرار وضعیت مجموعه‌ی شما را بررسی می‌کند و صادقانه می‌گوید اسمارت‌هال الان به کارتان می‌آید یا نه.

ظرفیت راه‌اندازی این دوره: ۵ مجموعه از ۵

پاسخ درخواست‌ها ظرف یک روز کاری، توسط کارشناس استقرار

درخواست پذیرشتماس